انحطاط
انحطاط
انحطاط
دنبال زمانی می گردم که توش نبودم. و توی مغزم هیچ چیز به هیچ چیز ربطی نداره.
--------------------------------------------------------------------------------
" چه دریاهای آبی زیر آفتاب، چه جنگلهای یشمی در رگبارهای گرم، چه خسوف ها با خوشی ِ جفت بودن با هم که نمی بینیم و می میریم. چه کودکانی که شاد نمی کنیم و می میریم. چه ستم ها که هست و مرگشان را نعره نمی کشیم و می میریم."
" یک ، دو ... سه... چه رویا ها که نمی بینیم ، میمیریم. چه شادی ها که نمی چشیم می میریم. یک، دو... چه خلوت ها، یک، دو... چه بازی ها... دو...سه، سورها... یک، دو.."
"آیلار- شرق بنفشه- شهریار مندنی پور"