شنبه، شهریور ۷

With your foot back in the door

مشغول یادگرفتن غذا پختن هستم. نه به شدت البته. آروم آروم. و مشخصا استعدادم به جاهای دیگه بیشتر پر می کشه.

تا الان اینهمه چیز یاد گرفتم:

1- خورشت قیمه

2- شینستل مرغ

3- ته چین

بجز ماکارونی که از دوره ی دانشجویی بلد بودم.

و خستمه.


پ.ن1:...

پ.ن2: نمی دونم بهش چی میگن. یهو بعد از صد سال سر و کله ی یکی پیدا بشه. زی زی گولو. دیر رسیدی و بهر حال بی فایده.

پ.ن3: اذون مغرب و سفره ی افطار و حتی بوی این وقتا رو دوست دارم. و هر افطار پای سفره گریه ام می گیره. و گریه ام می گیره. و گریه ام می گیره.