یکشنبه، آذر ۸


در قصه ای برفی
سورچی پیری
سر در گوش اسبش نهاد و رازش را گریست
من رازم را با که بگویم

ابری در سرم
ابری در گلویم
خدایا
به قطره ای باران محتاجم.

" عمران صلاحی"